الکساندر هرچکوویچ:
زیبایی چیزی است که خیال پردازی را به چالش می گیرد .
گاهی اوقات زیادی احساساتی ام، اما درباره ی فرم منطقی فکر میکنم .
ویکتور هرستینگ و رلف اسنورن (viktor&rolf):
مهم تر از خود طرح ها ، توانایی آنها در ارتباط بر قرار کردن است.
مارک جاکوبز :
ساختن چیزی که شیطنت آمیز به نظر برسد برایم آسان است .واقعا این ایده را دوست دارم که کار کار هوشمندانه تری انجام دهم.
بیرون رفتن، و مهمانی را دوست دارم. وقتی نوبت مد میشود، از همین چیزها الهام میگیرم، اما سعی میکنم فقط آینه ای در برابر آن نگیرم و نوعی بدل کلیشه ای و سطحی از آنها عرضه نکنم.
دنا کرن (dkny):
وقتی طراحی می کنم، نه فقط یک زن، که جهانی از زنان را پیش چشم دارم . لباسها مانند بوم هایی هستند که فردییت بر آنها نقش می بندد.
کلوین کلاین(ck):
از جستجوی نوعی خلوص، الهام میگیرم .چالش پیش رو، افزودن سهولت به شیوهی پیچیده ای از زندگی است.
کریستیان لاکر(bazzar):
دوست دارم خشونت بیشتری را در کارم ابراز کنم . زیبایی ، پدیده ی خیلی خوب متعادل شده ای نیست: بلکه باید آزار دهنده و ناراحت کننده باشد. مد من ، بیشتر شیوه ای برای زندگی کر دن با ریشه های خودتان ، و پیدا کردن خویشتن واقعی تان است، تا داشتن لوگویی که بر پشت تان بگذارم.
هلموت لانگ:
فکر می کنم همیشه حساسیت خوبی برای دیدن چیز های تازه داشته ام وهرگز از کشف آنها نترسیده ام.
رالف لورن (raulf lauren):
هرگز با مد و سلیقه ها کاری ندشتم. من به طرحی ایمان دارم که کلیتی ماندگار است.
ورونیک لروی:
خلق لباسها کار هیجان انگیزی نیست. آنچه هیجان دارد توانایی دمیدن روح در آنهاست .
لاتز:
همواره به مد ، نه به عنوان یک محصول ، که در مقام پدیده ای که به هوییت شکل میدهد علاقه مند بوده ام. من چیز های اساسی ، بخش های جدایی نا پذیر زندگی روز مره را بر میدارم و آنها را چنان در هم ذوب و با هم مخلوط میکنم که در عین آشنا ماندن به چیزی کاملا متفاوت بدل شوند .
ژولین مک دانلد:
نمی خواهم آوانگارد باشم لباسهای زیبا را دوست دارم واهمیتی نمیدهم مردم دربارهام چه فکر میکنند.
مارتین مارگی یلا:
باید تا جایی که میشود کمتر فلسفه بافی کرد. ذهن ، وقتی که با دل و احساس آگاهانه ای از نیکی پشتیبانی شود.
به ندرت به بیراهه میرود.
آنتونیو ماراس :
برای هدف خاصی کار نمیکنم. آنچه علاقه ام را بر می انگیزد ، سفر است نه مقصد.
استلامک کارتنی :
فکر میکنم جایگاهی در این صنعت دارم . نقشی بر عهده ی من است، چیزی را برای زنان باز نمایی می کنم، اعتماد آنها را جلب کرده ام واین مهم است.
الکساندر مک کویین:
از چیزهایی استفاده میکنم که مردم می خواهند در {پس} ذهنشان پنهان کنند.
جنگ، مذهب و....، چیزهای که همه ی ما به انها فکر میکنیم.اما در ویترین نمیگذاریمشان؛ ولی من این کار را می کنم ، و آنها را مجبور میکنم نگاه کنند.
هنوز چیز های زیادی هست که میخواهم به دست بیاورم. در این "سر" جایی برای رضایت [از خود] نیست.
انجلا میسونی :
هماهنگی خاصی از رنگها ، کار من را بی وا سطه منعکس میکند. سعی میکنم به لباسها، راحتی و آسایش اضافه کنم.: نوعی آزادی.
ایزی میاکی:
من بخشی از گذشته ام هستم، اما به آینده نگاه میکنم.
پوشش به پوشنده اش می بخشند. آنها احساس و انگیزه اش را منتقل میکنند.
میوچا پرادا:(prada)
حرف ادم هایی را که فکر میکنند لباسها اهمییتی ندارند، باور نمیکنم. متنفرم از این که مرا مینیمالیست خطاب کنند.
آن دوره ی"نایلون مشکی" فقط دو سال طول کشید.
کارلو ریوتی:
مد باید اخلاقی باشد.
رنزو روسو(diesel)
زیبایی هر چیزی است که لرزه ای بر تن تو بیاندازد.
سونیا رایکیل:
فکر میکنم عاشق کاری هستم که انجام میدهم. پیر شدن وحشتناک است اما اگر بتوانی روح کودکانه ات را حفظ کنی ، هر چیزی به تو الهام میبخشد.
استفان اشنایدر :
مد تا حد زیادی با خیالبافی پیوسته است . اما من رویا بین نیستم.فلسفه ی من بر گر داندن یک متوسطه بودگی روزمره به مد است.
رف سیمونز :
من، با ملاحظه ی واقعییت، لباسهای معمولی را با اجزایی فوق الاده در هم میآمیزیم.
مارتین سیتبون:
من، با ملاحظه ی واقعیت، لباسهای معمولی با اجزایی فوق الاده در هم می آمیزیم.
هدی اسلیمن:(dior)
دوست دارم مردان [با پوشیدن لباسهای من ] فکر کنند به موجودی فاخر تر و فریبنده تر بدل شده اند تا امکان تجربه ی شیوه ی کاملا تازه ای از مردانگی در اختیارشان قرار گیرد.
به تاثیرات تزیینی مد علاقه ای ندارم.
پال اسمیت:
با بزرگ شدن به عنوان یک امریکایی سیاه پوست در پایگاه های نظامی سراسر اروپا ، همیشه نسبت به محیط اطرافم فردی بوده ام که از زمینه ی خود جدا شده است . پس دوست دارم با ایده ی چنین فردیتی ، یعنی یک بیگانه آثارم را خلق کنم.
رزلا تارابینی:
به قدرت تضاد ، ایمان دارم .